امیرمحمدمامیرمحمدم، تا این لحظه: 13 سال و 6 ماه و 27 روز سن داره

امیر محمد شاهزاده کوچولو

خاطره بدنیا آمدن پسرم

امروز دوم  فروردین 92 هست  همش از این میترسیدم که نکنه پسرم عجله کنه و زود بیاد با اینکه آمپول زده بودم اما همش نگران بودم نکنه تو اسفند ماه بدنیا بیاد ....خیلی به این موضوع فکر میکردم و اونی که میترسیدم سرم اومد....یعنی پسر گلم 10 روز زودتر از روزی که دکتر وقت داده بود تشریف آورد. البته خدارو شکر که در سال جدید بدنیا اومد. امسال سال   پسر کوچولوی من در تاریخ 92/1/2 ساعت 23:20 جمعه  با وزن :2950 و قد: 51 و دور سر:34 در بیمارستان البرز با دستای مهربون خانم دکتر سپیده رضایی پا به این دنیا گذاشت . امروز دومین روز عید بود. از صبح که بیدار شده بودم همش احساس م...
19 آبان 1392

مادر که می شوی (روز مادر مبارک)

مادر که میشوی ...   تمام زندگیت میشود پر از التماس و خواهش از خـــــدا برای عاقبت  بخیر شدن فرزندت ... مادر که میشوی ...  بهترین هدیه برایت میشود سلامتی جسم و روح بچه ات ... مادر که میشوی ...  بیشتر فکر میکنی به مادرت ، مادر بزرگت و مادر مادربزرگت و اینکه آنها چه سختی هایی کشیده اند و چه آرزوهایی داشته اند...  مادر که میشوی ...  غم ، اندوه و شادی هم رنگ دیگری میگیرند و همه اینها گره میخورد به حال  فرزندت ... مادر که میشوی ...  کوه های عالم بر سرت خراب می شود ،  وقتی نیش سوزنی به پای فرزندت می رود ...   مادر که میشوی ...&n...
18 آبان 1392

مهمونی خونه آرتین جون

پسرم امروز قراره بریم خونه آرتین. همون دوست اینترنتی که 4 ماه پیش خونه آیدا جون دیدیمش.  وقتی رسیدیم به زبون هم با هم حرف میزدین من و خاله سهیلا فقط نگاهتون میکردیم از اینکه خیلی خوب با هم ارتباط برقرار کردین. خیلی خوشحال شدیم. معلومه در آینده دوستهای خوبی برای هم دیگه میشید. خاله سهیلا خیلی تو زحمت افتاد کلی ازمون پذیرای کرد. شما با آرتین مشغوله بازی بودین بدون اینکه متوجه ما باشید. تا غروب اونجا بودیم.  کلی به شما خوش گذشته بود. هر وقت خاله سهیلا میخواست عکس بندازه شما سریعی به سمت دوربین  نگاه میکردی.چند روزی بود لثه هات متورم شده بود دکتر بهم گفته بود تا چند روز دیگه  دندو...
13 آبان 1392

پسرم یکیست

امیر محـّمدممممممممممممممممممممممممممم پســـرم، برگ گلــــم، غنچه ی خوشرنگِ دلــــم، دست خود را حلقه کن برگردنـــــم، خنده زن بر چشمهای خستـــه ام، عشق تو آواز صبح زندگیســـت، مهر تو آغاز لطف و بندگـی اســـت، سر گذار برشانه هایِ مـــــادرت، بوسه زن بر گونه هایِ زردِ مــن، خانه ام سبز از صدای شادِ توســت، مادرت مست از نوازشهـایِ توســـــت.   در دو چشم تو خدا جا دارد                               عشق با چشم تو معنا دارد پسرم چشمه ی احساس تویی     &n...
9 آبان 1392

انتخاب نام زیبایت

امروز من و بابایی و مامان جون (مامان من) رفتیم برای چکاپ مطب دکتر هاشمی  خانم دکتر خیلی راضی بود گفت : همه چی خوبه  پسرگلم تو اونقد خوب و ماهی که من  برخلاف مامانای دیگه  اصلا ویار بارداری ندارم و از   این بابت خیلی خوشحالم   بودنت تجربه ی لذت را برای من و پدرت هدیه کرد.   وای خدای من دارم تپل میشممممممممممممممممممممممممممممممم     در راه برگشت به خونه این اولین هدیه ای بود که برای حضور قشنگت در کنارمون خریدیم       امیدوارم از اولین هدیه ای که برات خریدیم خوشت بیاد نازنینممممممممممممممممممم عزیزم ...
25 مرداد 1392

شوق انتظار

تا آمدنت روزی هزار بار روحم را میتکانم از هرچه غبار تنها به حرمت قدمهای کوچک تو ....  منتظرت میمانممممممممممممممم. ...
28 اسفند 1391